چرا که نه!!

سبک جدید عکاسی دیجیتال

سبک جدید عکاسی دیجیتال

 به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید | BestIranGroups


عبور مدل از جلوی حضار
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم مهر 1390ساعت 15:52  توسط سعید صباغی  | 

طنز : با عرض معذرت از همه دختر پسر ها !

قسمت اول

دخترها نمی‌توانند

1- با داشتن دماغی تیر کمونی یا عقابی متالیک به جراح مراجه نکنند!

2- با دیدن یکی از خودشون خوش تیپ‌تر، میگرن نگیرن و از زور ناراحتی غش نکنند!

3- با داشتن قدی کوتاه کفش پاشنه 60 سانتی نپوشند و احساس قد بلندی نکنند!

4- روزی 24 ساعت با تلفن حرف نزنند!

 5- روزی 30-40 هزار تومان آت و اشغال نخرند!

 6- از مهمونی و عروسی و برای هم خالی نبندند و با خالی‌بندی لایه اوزون رو جر ندهند!

 7- با یه دماغ عمل کرده احساس خوشکلی نکنند و فکر نکنند که مادر زادی همینجوری بودن!

 8- مطالب چرت و پرت این قسمت رو بخونند و از عصبانیت سکته نکنند!

ادامه مطلب قسمت دوم (آقا پسرها)


قسمت دوم:

پسرها نمی‌توانند

 1- با داشتن هیکلی ضایع تیشرت تنگ نپوشند و فیگور نگیرند!

 2- از کلاس پنجم دبستان صورتشون رو سه تیغه نکنند و after shave نزنند!

3- پس از یافتن اولین مو در پشت لب احساس مردانگی نکنند و به فکر ازدواج نیفتند!

4- در مهمانیها و محافل خانوادگی احساس با مزگی نکنند و چرت و پرت نگویند!

5- ادعای با مرامی و با معرفتی و با وفایی و غیره نکنند!

6- کت و شلوار صورتی با بلوز زرد نپوشند و کراوات قهوه‌ای نزنند!

7- احساس با غیرتی نکنند و راه به راه به آبجی کوچیکه گیر ندهند!

8- از 9 سالگی پشت ماشین باباشون نشینند و پدر ماشین رو در نیارند!

9- مطالب چرت و پرت نگند و از خودشون تعریف نکنند!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم مهر 1390ساعت 15:48  توسط سعید صباغی  | 

زن هم زنهای قدیم

 

زن هم زنهای قدیم

قدیم: به آهستگی از خواب بیدار می‌شود. نماز میخواند و سپس به لانه مرغها میرود تا تخم مرغها را جمع کند
جدید: مثل خرچنگ به رختخواب چسبیده و خر و پف میکند….
صبح ساعت ۶
قدیم: شیر گاو را دوشیده قداست ، چای را دم کرده است ، سفره صبحانه را باعشق و علاقه انداخته و با مهربانی مشغول بوسیدن صورت آقای شوهر است تا از خواب بیدار شود.
جدید: بازهم خوابیده است
صبح ساعت ۷
قدیم: مشغول مشایعت آقای شوهر است که از در خانه بیرون می رود و هزار تا دعا و صلوات برای سلامتی شوهر کرده و پشت سرش به او فوت میکند.
جدید: هنوز کپیده است.
صبح ساعت ۱۱
قدیم: مشغول رسیدگی به بچه ها و پاک کردن لپه برای درست کردن ناهار است.
جدید: تازه چشمانش را با هزار تا ناز و عشوه باز کرده و با دست در حال بررسی جوش های روی صورتش است
ظهر ساعت ۱۲
قدیم: مشغول مزه کردن پلو به جهت تنظیم نمک آن است.
جدید: در حال آرایش کردن با همسایه طبقه بالا در مورد انواع مدیتیشن صحبت می‌کند


قسمت دوم....
ظهر ساعت ۱۳
قدیم: در حال شستن جوراب و لباس‌های آقای خانه درون طشت وسط حیاط خلوت میباشد.
جدید: در حال روشن کردن ماشین لباسشویی ، ماشین ظرفشویی و البته غرغر کردن است.
ظهر ساعت ۱۵
قدیم: در حال جارو کردن حیاط خانه و تمیز کردن لانه مرغها و بردن علوفه برای گاوشان می‌باشد.
جدید: با یکی از دوستانش به پاساژ صدف برای خرید رفته است.
عصر ساعت ۱۶
قدیم: مشغول شستن پاهای کودکشان است که به دلیل دویدن در کوچه خونی شده است.
جدید: در حال پرو کردن لباس‌های خریداری شده است. در همان حال هم نیم نگاهی هم به شکم خود دارد که جدیداً چاقی را فریاد می‌کشد.
عصر ساعت ۱۷
قدیم: دم در خانه ایستاده است تا آقای شوهر بیاید.
جدید: در لابی نشسته است تا با آقای شوهر به خرید برود.

 

قسمت سوم........
عصر ساعت ۱۸
قدیم: برای شوهر خود چای آورده و مانند یک خانم کنار شوهرش در حال صحبت با او است.
جدید: از این مغازه به آن مغازه شوهر بیچاره خود را می‌برد.
شب ساعت ۱۹
قدیم: سفره شام را انداخته و شوهر را برای خوردن شام دعوت میکند.
جدید: هنوز در حال خرید است.
شب ساعت ۲۰
قدیم: در حال شستن ظروف شام ، کنار حوضه خانه است.
جدید: کماکان در حال خرید است.
شب ساعت ۲۱
قدیم: در حال چاق نمودن قلیان آقای همسر میباشد.
جدید: در رستوران ، پیتزا میل می‌فرمایند.
شب ساعت ۲۲
قدیم: رختخواب ها را پهن کرده است برای خوابیدن . در حال ریختن گل سرخ روی متکای آقای خانه است تا خوش بو شود.
جدید: در حال غرغر کردن بر سر وضعیت ترافیک است.
شب ساعت ۲۳ و ۲۴
قدیم: …
جدید: در حال مشاهده TV هستند ایشون ، لطفاً مزاحم نشوید…

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم مهر 1390ساعت 15:47  توسط سعید صباغی  | 

تعاریف بزرگان دنیا از خانم ها

تعاریف بزرگان دنیا از خانم ها

دختران ۲ دسته اند: دسته اول آنهایی که زیبا هستند و فورا ازدواج میکنند و دسته دیگر آنهایی که به دانشگاه میروند (شاو)

زن از این متأثر نمیشود که به او توجه کنید، بلکه تأثر او از این است که به او توجه کنید و بعد از او دور شوید (تواین)

با زنان همانطور که با کودکان سر و کار دارید رفتار کنید ولی همانطور که با ملکه صحبت میکنید با او سخن بگویید (وایلد)

کار زن افراط و تفریط است، اگه دوست بدارد از شدت محبت بی زار میشود و وای به حال زمانی که دشمنی پیدا کند (ولتر)

از دستپخت زن تعریف کن تا در کنار اجاق خود را قربانی کند ( دیل کارنگی)
ازدواج کار خوبی است، ولی بهتر است این کار را انجام ندهید (سامبرست)

 


زن چون کراوات است، هم مرد را زیبا نگه میدارد هم حلقوم او را می فشارد (ویکتور هوگو)

در زندگی یک مرد ۲ روز ارزش دارد: روزی که با زنی آشنا میشود و روزی که او را به خاک می سپارد (ویکتور هوگو)

نگهبان زن زشتی اوست (مثل عربی)

هرگاه میخواهید از کسی انتقام بگیرید او را به ازدواج ترغیب کنید (برنارد شاو)

راز از هر نوعی بر قلب زنان فشاری غیر قابل تحمل می آورد (پوشکین)

مردها آنچه را که می شنوند از یک گوش وارد و از گوش دیگر خارج می سازند، اما زنان از ۲ گوش وارد و از دهان خارج می کنند (برنارد شاو)

زن با نگاه خود آتش می افروزد و بیهوده می کوشد تا با اشک خود آنرا خاموش کند (برنارد شاو)

گرانقیمت ترین انگشتری های جهان، انگشتری نامزدی است، چون مرد پس از خرید آن تا آخر عمر قسط میدهد (چگورا)

در برخورد با تازه عروس مردها به صورتش نگاه میکنند و خانمها به باسنش (دیکنز)

زنها فقط ۲ روز می توانند مردها را خوشبخت کنند، روز عروسی و روز مرگ (برنارد شاو)

زن، وقتی از یک حقیقت دفاع می کند منطقش بسیار ضعیف و قدرت اثباتش بی تأثیر است . ولی اگر همین زن بخواهد از یک دروغ دفاع کند آن وقت کسی را تاب مقاومت در برابر او نیست (گالیله)

شوهری که بیش ازحد به پاکدامنی زن خود می بالد، احمقی است که بیش ازحد خود را فریب می دهد (لاروشنوکو)

اشک، نیرومندترین ماده سیال روی زمین است (داوینچی)

اگر زنی عصبانی شد، یقین کنید که یک کار انجام نشده دارد و چاره اش در این است که به عصبانیت تظاهر کند (دیکنز)

برای زن فقط یک بدبختی و مصیبت وجود دارد و او این است که حس کند کسی اورا دوست ندارد (چاپلین)

اگر تله به دنبال موش برود، زن نجیب هم دنبال مرد (ضرب المثل سوئدی)

مردها را شجاعت به جلو میراند و زنها را حسادت (برنارد شاو)

و در آخر
ممکن است که از امواج دریا نجات یابید، ولی از دست زنها خیر

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم مهر 1390ساعت 15:45  توسط سعید صباغی  | 

مرکز خرید شوهر

مرکز خرید شوهر




در یکی از محله های نیویورک، یک مرکز خرید وجود داشت که زنان می توانستند به آنجا بروند و مردی را انتخاب کنند که شوهر آنان باشد.

این مرکز پنج طبقه داشت و هرچه که به طبقات بالاتر می رفتند خصوصیات مثبت مردان بیشتر میشد؛ اما اگر در طبقه ای دری را باز کنند، باید حتما آن مرد را انتخاب کنند  و اگر به طبقه بالاتر رفتند دیگر اجازه برگشت ندارند و هر شخص فقط یک بار میتواند از این مرکز استفاده کند.


روزی دو دختر که با هم دوست بودند به این مرکز خرید رفتند تا شوهر مورد نظر خود را پیدا کنند.

در اولین طبقه بر روی در نوشته بود: این مردان شغل و بچه های دوست داشتنی دارند. دختری که تابلو را خوانده بود گفت: خب، بهتر از کارنداشتن یا بچه نداشتن است ولی دوست دارم ببینم بالاتری ها چگونه اند؟ پس رفتند.

در طبقه دوم نوشته بود: این مردان شغلی با حقوق زیاد، بچه های دوست داشتنی و چهره ی زیبا دارند. دختر گفت: هووووم! طبقه بالاتر چه جوریه…؟

طبقه سوم: این مردان شغلی با حقوق زیاد، بچه های دوست داشتنی و چهره زیبا دارند و در کارِ خانه هم کمک می کنند. دختر: وای…، چقدر وسوسه انگیز، ولی بریم بالاتر؛ و دوباره رفتن




طبقه چهارم: این مردان شغلی با حقوق زیاد و بچه های دوست داشتنی دارند. دارای چهره ای زیباهستند، همچنین در کارِ خانه کمک می کنند و هدف های عالی در زندگی دارند. آن دو واقعا به وجد آمده بودند. دختر: وای چقدر خوب. پس چه چیزی ممکنه طبقه آخر باشه!


پس به طبقه پنجم رفتند، آنجا نوشته بود: این طبقه فقط برای این است که ثابت کند زنان راضی شدنی نیستند. از این که به مرکز ما آمدید متشکریم و روز خوبی برای شما آرزومندیم.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم مهر 1390ساعت 15:42  توسط سعید صباغی  | 

بیوگرافی مهدی پاکدل

بیوگرافی مهدی پاکدل
 
بیوگرافی مهدی پاکدل
مهدی پاکدل
متولد : 10 تیر1359 در اصفهان
مجرد است.
گرافیست است
از شلوغی خوشش نمی آید.
عاشق هیجان است و از خرافات متنفر است.
خوش قول است.
همه رنگها را دوست دارد.
هنرپیشه مورد علاقه اش جانی دپ است و سریال هزاردستان را دوست دارد.
پاتوقش تئاتر شهر است.
طراحی و اجرای ده ها پوستر تئاتر
تدوینگر در استودیو نماهنگ اول از سال 1378 تا 1381
گرافیست در کانون تبلیغاتی تینانوا از سال 1381 تا 1383
کارگردانی فیلم کوتاه رقص مردان روی شیب در سال 1382/ منتخب در جشنواره فیلم های کوتاه سونی و اکران در کشورهای اسپانیا، آمریکا و فرانسه
برگزیده به عنوان یکی از سه گرافیست جوان در فستیوال تصویر سال/ 1385
فیلمشناسی :
سینما:
آبی/ حمید لبخنده/ 1378
قرارهای اینترنتی/ حسین قناعت/ 1382
ماهی ها عاشق می شوند/ علی رفیعی/ 1383
شبانه/ امید بنکدار و کیوان علی محمدی/ 1383
مصائب دوشیزه/ مسعود اطیابی/ 1385
مخمصه/ محمد علی سجادی/ 1385
تلویزیون :
سریال با من بمان/ حمید لبخنده/ 1381
تله فیلم یک روز معمولی/ حسن فتحی/ 1382
سریال مروارید سرخ/ شاپور قریب و مسعود رسام/ 1383
تله تئاتر خاموشی دریا/ حسین عاطفی/1384
سریال اولین شب آرامش/ احمد امینی/ 1384
سریال ما چند نفر/ فیاض موسوی/ 1385
:تئاتر
جنبش انفیه در کلکته/ سیروس شاملو/ 1376
ریچارد سوم/ داوود رشیدی/ 1378
سیاها/ حامد محمد طاهری/ 1378
بعد از مگریت/ مریم مجد/ 1379
دیر راهبان/ فرهاد مهندس پور/ 1380
پای دیوار بزرگ شهر/ حسن معجونی/ 1381
قهوه ی تلخ/ شبنم طلوعی/ 1382
روی زمین/ افروز فروزند/ 1382
بی شیر و شکر/ مهرداد ضیایی و حمید امجد/ 1383
همسایه ی آقا/ حسین کیانی/
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم مهر 1390ساعت 13:34  توسط سعید صباغی  | 

بیوگرافی شیلا خداداد

بیوگرافی شیلا خداداد   

shila-khodadad1.jpg
در 14 آبان‌ 1359 به‌ دنیا آمدم‌. مجرد و تنها فرزند خانواده‌ هستم‌
و خیلی‌ اتفاقی‌ توسط مسعود كیمیایی‌ وارد سینما و بازیگری‌ شدم‌ و در كناربزرگان‌
این‌ عرصه‌ حضور پیدا كردم‌. تا به‌ حال‌ در فیلم‌های‌ اعتراض‌، آبی‌، عیسی‌
می‌آید، قلبهای ‌ناآرام‌ و مجموعه‌ تلویزیونی‌ «مسافری‌ از هند» بازی‌ كرده‌ام‌ و
در حال‌ حاضر دانشجوی‌ ترم‌ آخرمهندسی‌ شیمی‌ هستم‌ و بیست واحد بیشتر ندارم‌ تا
درسم‌ تمام‌ شود. بعد از آن‌ تصمیم‌ دارم‌ درباره ‌پیشنهادهایی‌ كه‌ پیرامون‌ بازی‌
در چند فیلم ‌تلویزیونی‌ و سینمایی‌ به‌ من‌ شده‌، فكر كنم‌ و به‌ آنها پاسخ‌
دهم‌
shila-khodadad2.jpg

نمی‌دانم‌ اگه‌ همین‌ امروز قاسم‌ جعفری‌ مجددا از من‌ دعوت‌
كند
تا درفیلم‌ «مسافری‌ از هند» بازی‌ كنم‌ و دوباره‌ نقش‌ «سیتا» را قبول‌
نمایم ‌،
چه ‌عكس‌العملی‌ نشان‌ خواهم‌ داد، اما شاید این‌ باردیگر قبول‌ نكنم‌
كه‌ در نقش‌
یك‌ دختر هندی‌ بازی ‌كنم‌ و یا به‌ عبارت‌ ساده‌تر زن‌ رامین‌ شوم‌
و حالا كه‌این‌
موضوع‌ دوباره‌ تكرار نمی‌شود، باید به‌ آینده ‌فكر كنم‌. البته‌
تا یادم‌ نرفته‌
بگویم‌ هنوز وقتی‌قسمت‌هایی‌ از سریال‌ «مسافری‌ از هند»
رامی‌بینم‌، دلم‌ خیلی‌
برای‌ رامین‌ می‌سوزد; به‌ طورمثال‌ در آن‌ سكانسی‌ كه‌
رامین‌ می‌خواهد باهواپیما
به‌ دهلی‌نو بیاید تا سیتا را برگرداند، خیلی‌ناراحت‌
می‌شوم‌. به‌ هر حال‌ بازی‌
در این‌مجموعه‌ برای‌ من‌ بسیار آموزنده‌
بود

shila-khodadad3.jpg

با مسافری‌ از هند مطرح‌ شدم

قبل‌ از «مسافری‌ از هند» در چند فیلم‌ سینمایی ‌و سریال‌ بازی‌
كرده‌
بودم‌، ولی‌ اگر اغراق‌ نكرده‌ باشم‌، در سریال‌ مسافری‌ از هند با
نقش‌
«سیتا»معروف‌ شدم‌; چرا كه‌ وقتی‌ اظهار علاقه‌ مردم‌ را در خیابان‌ و
هنگامی‌ كه‌
با من‌ روبه‌رو می‌شدند، دیدم‌ این‌ مطلب‌ را متوجه‌ شدم‌ و همین‌
موضوع‌ مسئولیت‌
مرا بیشتر می‌كند; چون‌ باید با مطالعه‌ بیشتر به‌ پیشنهادهای‌
دیگر پاسخ‌ بدهم‌ تا
باز هم ‌بتوانم‌ با بازی‌ مجدد خود، ذهنیت‌ روشن‌ مردم‌
رانسبت‌ به‌ خودم‌ تقویت‌
كنم‌


گریه‌ كردم‌

در سكانسی‌ از «مسافری‌ از هند» وقتی‌ سیتا
مسلمان‌ می‌شود، اول‌
باید وارد آن‌ امامزاده ‌معروف‌ در «كن‌» می‌شدم‌ و بعد گنبد
را می‌دیدم‌ و به‌
سوی‌ حرم‌ خیره‌ می‌شدم‌ و در پایان‌ به‌ سوی‌ آن‌ می‌دویدم‌ تا
این‌ حس‌ را به‌
بیننده‌ القا كنم‌، ولی‌ در آن‌ صحنه‌ وقتی‌ در امامزاده‌ را باز
كردم‌، زدم‌
زیر گریه‌; چون‌ دچار حالت‌ عجیبی‌ شدم‌ كه ‌نمی‌توانم‌ برای‌ هیچ‌ كس‌
تعریف‌
كنم‌، با این ‌احوال‌ نیم‌ ساعت‌ گریه‌ كردم‌ و در همین‌ جا بود كه
‌قاسم‌
جعفری‌ كلاكت‌ داد; چون‌ دیگر نمی‌توانستم ‌بازی‌ كنم‌ و بعد از مدتی‌
كه‌ حالم‌
خوب‌ شد، دوباره‌ ضبط را آغاز كردیم‌

با این‌ تفاسیر می‌توانم‌ بگویم‌
«مسافری‌ از هند» به‌خاطر همین‌
واقعیت‌ها بود كه‌ پایان‌ خوشی ‌داشت‌ و توانسته‌
بود در ذهن‌ بیننده‌ نقاط
مثبتی‌ را ایجاد كند. خیلی‌ از نقش‌ سیتا در این‌ سریال
‌راضی‌ هستم‌; چون‌
می‌توانستم‌ با این‌ نقش‌ به‌ خانواده‌ها شوك‌ وارد كنم‌.
البته‌ نباید از
بازی‌خوب‌ دیگر بچه‌ها هم‌ به‌ راحتی‌ بگذریم‌; چرا كه‌آنها حتی‌
بهتر از
فیلم‌نامه‌ توانستند نقش‌ خود رابازی‌ كنند; به‌ طور مثال‌ حمید گودرزی‌ با
حضور
در نقش‌ «فرزاد» توانست‌ این‌ نقش‌ را بهتر از حد تصور بازی‌
كند


دیگر دختر هندی‌ نمی‌شوم‌

عقیده‌ دارم‌ كه‌ یك‌ بازیگر اگر
با یك‌ نقش‌ رابطه‌خوبی‌ با
بیننده‌ پیدا كند، دیگر هیچ‌ دلیلی‌ وجود ندارد كه‌ به‌
پیشنهادهای‌ مشابه‌
پاسخ‌ مثبت‌ بدهد و حالا من‌ می‌خواهم‌ این‌ كار را انجام‌
بدهم‌ و اگرپیشنهاد
نقش‌های‌ مشابه‌ «سیتا» را داشته‌ باشم‌، پاسخ‌ من‌ به‌ آنها
منفی‌ است‌ و
نمی‌خواهم‌ دیگر درهیچ‌ پروژه‌ای‌ نقش‌ دختر هندی‌ را بازی‌ كنم‌ و
حالا
می‌خواهم‌ بازی‌ در نقش‌ یك‌ دختر ایرانی‌ را هم‌ تجربه‌ كنم‌


از مردم‌ فراری‌ نیستم‌

یك‌ بازیگر معروف‌ اگر می‌خواهد در كار خود پیشرفت‌
كند، باید آدم‌ انتقادپذیری‌ باشد و من ‌این‌ موضوع‌ را به‌ خوبی‌ می‌دانم‌. در
بعضی‌ مواقع ‌وقتی‌ با مردم‌ روبه‌رو می‌شوم‌، آنها از من‌ می‌پرسند كه‌ «چرا
دیگركمتر به‌ تلویزیون ‌می‌آیی‌» و یا «می‌خواهی‌ از مردم‌ فراری‌ باشی‌» كه‌
در جواب‌آنها باید نكته‌ای‌ را گوشزد كنم‌ و آن ‌این‌ كه‌ اصلا این‌ طور نیست
چون‌ عقیده‌ دارم‌ اگربه‌ اینجا رسیده‌ام‌، با حمایت‌های‌ همین‌ مردم ‌بوده‌
است‌; چرا كه‌ بدون‌ آنها نمی‌توانستم‌ به‌جایی‌ برسم‌ . درباره‌ اینكه‌ كمتر در
تلویزیون‌حضور پیدا می‌كنم‌ نیز باید بگویم‌ از من‌ دعوت‌ نمی‌شود تا به‌
آنجا بروم‌


رشته‌ ریاضی‌ می‌خواندم‌

برای‌ دوره‌ دبیرستان‌ رشته‌
ریاضی‌ را انتخاب‌كردم‌; چون‌ عاشق‌
این‌ رشته‌ بودم‌ و بعد هم‌ دیپلم‌تجربی‌
گرفتم‌ و معدل‌ دیپلمم‌ بالاتر از 17
بود و اگر از خود تعریف‌ نكرده‌ باشم‌، همیشه‌
در درسهایم‌ موفق‌ بودم‌. در سال‌
سوم‌ دبیرستان‌شاگرد اول‌ شدم‌ و در سال‌ هفتاد و
هشت هم‌ دیپلم‌ گرفتم‌ و همان‌
طور كه‌ در بالا هم‌ گفتم‌، دانشجوی‌ ترم‌
آخرمهندسی‌ شیمی‌ هستم‌ و اجازه‌
نمی‌دهم‌ شغلم‌ با درس‌ خواندنم‌ تداخل‌ پیدا كند;
چون‌ برای‌ من‌ درس‌ در درجه‌
اول‌ قرار داشته‌ و اهمیت ‌دو چندانی‌ نسبت‌ به‌
بازیگری‌ دارد.


کارگردانهای‌ بزرگ‌

تا این‌ لحظه‌ هنوز هیچ‌
پیشنهادی‌ برای‌ بازی‌ درفیلم‌ها و
سریالهای‌ طنز به‌ من‌ نشده‌ است‌، اما دوست‌
دارم‌ كه‌ یك‌ بار هم‌ بازی‌ در
این‌ سوژه‌ را تجربه‌ كنم‌. البته‌ دلم‌ می‌خواهد
برای‌ یك‌ بار هم‌ كه‌ شده‌ در
فیلم‌های‌ كارگردانان‌ بزرگی‌ چون‌ بیضایی‌،
مهرجویی‌، جیرانی‌، میلانی‌ و بنی‌
اعتماد بازی‌ كنم ‌.


استقلالی‌ دوآتشه‌ام‌

نه‌ به‌ فوتبال‌ علاقه‌ دارم‌ و نه‌ والیبال‌، ولی‌ عاشق
‌تیم‌ استقلال‌ هستم‌ و در حقیقت‌ خانواده‌ام‌ مرا مجبور كردند تا طرفدار
آبی‌پوشان‌باشم‌، البته‌ دردربی‌ 56 فكر می‌كردم‌ كه‌ استقلال‌ برنده‌ شد،
اماپرسپولیس‌ در نیمه‌ اول‌ خیلی‌ خوب‌ بازی‌ كرد. به‌هر حال‌ یك‌ استقلالی‌
تمام‌ عیار هستم‌.


شاید خواننده‌ شدم‌

نمی‌دانم‌ در سال‌ جدید چه‌ موفقیت‌هایی‌ رادر پیش‌ رو دارم‌، ولی‌ شاید طعم‌ خوانندگی‌ را هم‌ در سال‌ 83 بچشم‌; چون‌ از چند گروه‌ تازه‌ تاسیس‌ موسیقی‌ پیشنهاد دارم‌ و آنها از من‌خواستند
تا در كنسرتهایشان‌ دكلمه‌ كنم‌. اگرپیشنهاد آنها منطقی‌ بود، در روزهای‌ آینده‌
شاید با قراردادی‌ عضو گروهای‌ موسیقی‌ شوم

شیلا خداداد در گفتگو با حیات: زن در تئاتر ایران عنصری اساسی است
تهران- خبرگزاری حیات
هویت زن در تئاترهای ایرانی به طور معمول یک عنصر تاثیرگذار است.شیلا خداداد بازیگر نقش افرند در نمایش «چه کسی مرا می خواند» در گفتگو با خبرنگار فرهنگ و هنر حیات در خصوص حضور زنان در تئاترهای کشور گفت: زنان از جایگاه بالایی در هنر ایران برخودارند که این مساله متوجه تئاتر هم می شود ولی نکته اساسی پرداختن به زن در بعد هنری و کاری و بعد بازی اوست.وی در ادامه گفت: به طور کلی شخصیت زن در هنر ایرانی در دو بعد کلی خلاصه می شود، قدرت و ایستایی یا ضعف و سستی که این موارد در نمایشنامه ها هم حاکم است و به طور مثال در یک نمایش نامه شخصیت زن قدرت بالا و تاثیرگذار دارد و در نقش دیگر زن در حاشیه قرار دارد.وی در ادامه گفت: به طور کلی به بازیگران زن آن طور که باید بها داده نمی شود و حمایت چندانی نمی شود، این در حالی است که بازیگران زن بیش از بازیگران مرد در معرض نابودی محل و موقعیت کاری هستند و نقاط ضعف و شدت حرفه ای آن ها از تاثیر گذاری بیشتری برخوردار است.وی گفت: هویت زن در تئاتر ایرانی به طور معمول یک عنصر تاثیرگذار است که همه صحنه ها را تحت تاثیر خود قرار می دهد و می تواند محور اصلی کار باشد همان طور که در سینمای کشور هویت زن به عنوان یک عنصر تاثیرگذار مطرح می شود و آن را منع می کند.


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم مهر 1390ساعت 13:33  توسط سعید صباغی  | 

بیوگرافی نسرین مقانلو

بیوگرافی نسرین مقانلو
 

با فیلم امید به سینما آمد. اما شاید در فیلم همسر بیشتر دیده شد و پس از بازی در فیلم نابخشوده چند سالی خارج از کشور گذراند.
پس از بازگشت به ایران بار دیگر بازی در سینما را با حضور در فیلمهای نچندان خوب ادامه داد تا اینکه به عنوان یکی از نقشهای اصلی فیلم مهمان مامان انتخاب شد. بازی روان و فوق العاده او، نام او را به عنوان یک بازیگر توانا مطرح کرد.

نام اصلی: نسرین

نام خانوادگی اصلی: مقانلو

سمت (در بخش های):  بازیگران،

.....................................

تاریخ تولد: 1347

محل تولد: تهران

ملیت: ایران

......................................  

 مدرک تحصیلی: دیپلم

بیوگرافی  

با فیلم امید به سینما آمد. اما شاید در فیلم همسر بیشتر دیده شد و پس از بازی در فیلم نابخشوده چند سالی خارج از کشور گذراند.

پس از بازگشت به ایران بار دیگر بازی در سینما را با حضور در فیلمهای نچندان خوب ادامه داد تا اینکه به عنوان یکی از نقشهای اصلی فیلم مهمان مامان انتخاب شد. بازی روان و فوق العاده او، نام او را به عنوان یک بازیگر توانا مطرح کرد.

شروع فعالیت سینمایی با فیلم قربانی (رسول صدرعاملی) به عنوان بازیگر در سال 1370.

بخشی از فیلم شناسی:  

1382  مهمان مامان ( داریوش مهرجویی )  [بازیگر]

1381  دختری در قفس ( قدرت الله صلح میرزایی )  [بازیگر]

1375  نابخشوده ( ایرج قادری )  [بازیگر]

1372  بازیچه ( تورج منصوری )  [بازیگر]

1372  همه دختران من ( اسماعیل سلطانیان )  [بازیگر]

1372  همسر ( مهدی فخیم‌زاده )  [بازیگر]

1371  امید ( حبیب کاوش )  [بازیگر]

1370  قربانی ( رسول صدرعاملی )  [بازیگر]

1370  دو نیمه سیب ( کیانوش عیاری )  [بازیگر]

جوایز و انتخابها 

>>  کاندید تندیس زرین بهترین بازیگر نقش مکمل زن (مهمان مامان)

 [ دوره 8 جشن خانه سینما (مسابقه) - سال 1383 ]

................................................................

>>  کاندید لوح زرین بهترین بازیگر زن (مهمان مامان)

[ دوره 5 منتخب سایت ایران اکتور (بهترین های سال) - سال 1384 ]

................................................................

>>  2 - دومین بازیگر نقش مکمل زن سال (مهمان مامان)

[ دوره 19 منتخب نویسندگان و منتقدان (بهترین های سال) - سال 1383 ]

پایگاه فرهنگی هنری تکناز

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم مهر 1390ساعت 13:32  توسط سعید صباغی  | 

پروفسورسمیعی

معروف ترین جراح مغز و اعصاب دنیا
 
رندگینامه پرفسور مجید سمیعی
 
به گزارش تکناز مجید سمیعی (زاده ۲۹ خرداد ۱۳۱۶ در رشت) پروفسور، پزشک، جراح مغز و اعصاب سرشناس ایرانی است. او در حال حاضر ریاست فدراسیون جهانی انجمن جراحان اعصاب و ریاست بیمارستان علوم عصبی هانوفر در آلمان را بر عهده دارد.
وی در زمینهٔ تورم مغز و ترمیم و بازسازی جراحی دستگاه عصبی محیطی مطالعات مهمی انجام داده‌است. ایشان بیشترین اعمال جراحی روی تومورهای موسوم به «نورینوم آکوستیک» انجام داده‌است و در این زمینه بیشترین گزارش‌ها متعلق به ایشان می‌باشد. ایشان در دهه ۱۹۹۰ اقدام به تاسیس یک مرکز بین‌المللی علوم اعصاب (به انگلیسی: International Neuroscience Institute) که به اختصار INI شناخته می‌شود، نمود. بنای این مرکز برگزفته از شکل مغز می‌باشد. این مرکز در شهر هانوفر آلمان واقع است و ریاست آن را پروفسور بر عهده دارد. پروفسور سمیعی شاگردان زیادی تربیت کرده‌است که در کشورهای مختلف جهان به فعالیت در زمینه جراحی مغز و اعصاب مشغول هستند و هر ساله کنفرانسی را به افتخار ایشان در یکی از کشورها برگزار می‌کنند. ایشان در حال حاضر نیز بسیار فعال بوده، عمل‌های جراحی سنگین در قاعده مغز را با مهارتی بی نظیر انجام می‌دهد و در اغلب کنگره‌های مهم جراحی مغز و اعصاب جهان بعنوان سخنران مدعو شرکت می‌کند. پروفسور سمیعی به کشور خود ایران عشق می‌ورزد و تلاش زیادی برای ارتقای جراحی مغز و اعصاب ایران انجام می‌دهد.
حصیلات ابتدایی و متوسطه را در رشت به پایان رسانید و سپس عازم آلمان گردید. رشته‌های زیست‌شناسی و پزشکی را در دانشگاه ماینتس به پایان رسانید و سپس دورهٔ تخصص جراحی مغز و اعصاب را زیر نظر پروفسور کورت شورمن شروع کرد و در سال ۱۳۴۹ به اخذ درجهٔ تخصص در این رشته نایل آمد.
 
رندگینامه پرفسور مجید سمیعی بهترین جراح مغز و اعصاب
 

وی کار علمی را با سمت استادیاری و معاونت بیمارستان جراحی مغز و اعصاب آغاز کرد. پس از چندی سرپرستی بخش جراحی مغز و اعصاب اطفال را به عهده گرفت. در سال ۱۳۵۱ به اخذ درجهٔ پروفسوری جراحی مغز و اعصاب از دانشگاه ماینتس نایل گردید.
در سال ۱۳۵۰ اولین دوره از دوران آموزشی جراحی میکروسکوپی را آغاز کرد و در سال ۱۳۵۶ نخستین آزمایشگاه تمرین جراحی میکروسکوپی آلمان را با کمک بنیاد فولکس واگن تأسیس نمود.
در سال ۱۳۵۶، ریاست بیمارستان جراحی مغز و اعصاب را در شهر هانوفر به عهده گرفت در همین سال، کرسی جراحی مغز و اعصاب در دانشگاه لیدن هلند به وی اعطا شد و در سال ۱۳۶۶ دانشگاه ماینتس تصدی کرسی جراحی مغز و اعصاب را به وی پیشنهاد کرد. در سال ۱۳۶۷ با قبول تصدی کرسی جراحی مغز و اعصاب در دانشگاه هانوفر به کار پرداخت. از سال ۱۳۶۷ تا ۱۳۷۱ ریاست انجمن بین‌المللی قاعدهٔ جمجمه را به عهده داشت و در سال ۱۳۷۱ به ریاست فدراسیون جهانی انجمنهای قاعدهٔ جمجمه انتخاب شد.
افتخارها
تصویری از INI كه در شهر هانوفر آلمان واقع است.
برای تجلیل از مقام علمی و تجربیات ارزنده وی و همچنین گامهای بلندی که در پیشرفت جراحی مغز و اعصاب برداشته‌است، رییس جمهوری آلمان غربی در سال۱۳۶۷ نشان خدمت درجه ۱ دولت آلمان را به او اهدا کرد. در همین سال جایزهٔ علمی ایالت نیدرزاکسن آلمان، به پاس فعالیتهای پر ارزش وی در راه پیشرفت جراحی مغز و اعصاب به نامبرده اهدا شد.
فهرست آثار پروفسور سمیعی
مقالات: بیش از ۲۰۰ مقالهٔ علمی در خصوص دستگاه عصبی مرکزی و محیطی. کتابها: برش نگاری پنوموآنسفال ـ جنبه‌های نوین اعصاب محیطی ـ اعصاب جمجمه‌ای ـ ضربه‌های وارد بر قاعدهٔ جمجمه ـ جراحی در ساقه مغز و بطن سوم و اطراف آن دو ـ جراحی قاعدهٔ مغز ـ ضایعات اعصاب محیطی ـ جراحی منطقهٔ زین ترکی و سینوسهای پیرامون بینی جراحی مننژیم قاعدهٔ مغز ـ جراحی کلیوس ـ روشهای نوین بازسازی استخوان ـ دوخت عروق و اعصاب و نیز پیوند در جراحی پلاستیک و جراحی ترمیمی ـ جراحی قاعدهٔ مغز ـ اطلس جراحی قاعدهٔ جمجمه.
و آخرین اثر(۲۰۰۸-۲۰۰۹): Samiis's Essentials in Neurosurgery که توسط انتشارات اسپرینگر منتشر شده‌است.
 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم مهر 1390ساعت 13:29  توسط سعید صباغی  | 

5 راه برای مقابله با اضطراب

5 راه برای مقابله با اضطراب



سلامت نیوز : اغلب همه ی افراد با اضطراب آشنا هستند ، گاهی عصبی شده و دچار تنش ها و استرس می شوند . اینجا به 5 راه برای مدیریت آنها می پردازیم :

1- در تمدد اعصاب استاد شوید. همه ی ما فکر می کنیم که می دانیم چطور آرام شویم. ولی آرام کردن خود با تلویزیون و یا کامپیوتر کارآمد نیست. ( بسته به کاری که می کنید و یا برنامه ای که می بینید حتی ممکن است بیشتر تحریک کننده باشد) همینطور به کمک الکل ، داروها و تنباکو (دخانیات) . این ها ممکن است به ظاهر تسکین دهنده باشند ولی در واقع چیزی جز یک آرامش کاذب برای شما ندارد که این آرامش نیز کاملا موقتی است. چیزی که واقعا برای آرامش نیاز دارید، استفاده از یک تکنیک تمدد اعصاب است مانند نفسهای عمیق ، و یا یوگا که به روی ذهن تاثیر فیزیکی دارند. برای مثال نفس عمیق کمک می کند که یک عصب اصلی که از دیافراگم به مغز متصل است ، پیامی بفرستد که به شما حس راحتی و شل شدن می دهد .

2- به اندازه کافی بخوابید، بخورید و ورزش کنید. آیا می خواهید که ذهن و جسمتان احساس آرامش و قدرتی کند که حس کنید تمام بالا و پایین های زندگی را حریفید ؟ مقداری که بدنتان نیاز دارد بخوابید، نه بیشتر و نه کمتر . خوب بخورید : از میوه و سبزیجات استفاده کنید . پروتئین های بدون چربی و به طور کلی غلات را جدی بگیرید. غلات یک منبع انرژی تدریجی هستند (به جای انرژی زاهای سریع با استفاده از مقدار زیادی شکر یا کاقئین ). و ورزش را هرگز فراموش نکنید . ورزش باعث می شود اکسیژن به تک تک سلول های بدن برسد ، مغز و بدن در بهترین وضعیت عمل کنند .

3- با دیگران ارتباط برقرار کنید. با دوستان ، یا خانواده ی خود وقت بگذرانید. فعالیت های برنامه ریزی شده عالی اند و در کنار آنها بیرون رفتن و گشت زدن نیز همینطور. در ارتباط بودن با افرادی که به آنها احساس نزدیکی می کنیم و همچنین تفریح و کار با آنها باعث می شود دوستیمان قویتر شود در نتیجه ما هم احساس امنیت کنیم و بدانیم که پشتیبان داریم. و آن حس شادی و مشترک بودن که با همراه آن می آید به ما اجازه می دهد زندگی شادتری داشته و کمتر درباره اتفاقات اطرافمان نگران شویم. اگر احساس نگرانی می کنید و عصبی هستید در موردش با افرادی که می دانید گوش شنوایی دارند صحبت کنید. این باعث می شود احساس کنید درک شده اید و قادرید بهتر به مقابله با مشکلاتتان بپردازید. بدانید که همه این احساسات را تجربه می کنند و شما تنها نیستید.

4- با طبیعت ارتباط برقرار کنید. بیرون رفتن برای قدم زدن در پارک ، کوهنوردی یا جنگل نوردی به هر کس کمک می کند تا به آرامش درونی رسیده و ذهنش ثابت شو د. ( جایی را انتخاب کنید که در آن احساس امنیت می کنید تا بتوانید آرام شوید و از اطراف خود لذت ببرید.) قدم زدن ، کوهنوردی ، دوچرخه سواری و یا راه رفتن روی برف هم ورزش به حساب می آیند و هم یک روش تمدد اعصاب عالی . حال در این میان یک دوست یا یکی از اعضای خانواده را دعوت کنید تا همراه شما باشد تا اثر این تمدد اعصاب دو چندان شود .

5- مثبت فکر کنید ، یک راه عالی برای اینکه ذهنمان را از چیزهای نگران کننده دور نگه داریم این است که به چیزهای خوب ، زیبا و مثبت فکر کنیم . به خودتان اجازه دهید که خیال پردازی کنید و آرزو کنید که بهترین چیزها اتفاق بیفتد.

نکته : وقتی استرس و اضطراب بیشتر از حد باشد، ممکن است یک اختلال روانی محسوب شود. برای کسانی که از این بیماری رنج می برند ، دریافت مراقبت های مناسب از روان پزشکان حرفه ای بسیار مهم است. راهنمایی های بالا کمک خواهند کرد. ولی برای کسانی که اضطراب بیش از حد دارند درمان های پیشرفته تر لازم است .
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم مهر 1390ساعت 15:26  توسط سعید صباغی  |